تبلیغات
یــه سری حرفــای شخصی

یــه سری حرفــای شخصی
که ندارن عاشقانه !!  
قالب وبلاگ
هر كسی پول در می یاره سر یه چیزی خرج می كنه، حالا دیشب كه با نگار حرف می زدیم گفتم گویا باید همش خرج خوراكی و تنقلات كنم و ویتامین کنم.

دو هفته است ناهار نمی خورم. اوایل صبونه هم نمی خوردم كه قبلن یاسی برام انگیزه بود كه با هم صبونه و ناهار بخوریم. تو یه سالی كه با یاسی بودم كم كمم به صبونه خوردن  انگیزه ی اولیه یاسی بود. این مدتم از بس غذاهای سلف بیخود شده رزرو نكردم و ناهار این طوری بدتر آدمو بی اشتهاتر می كنه.
اگه الویه یا كتلت خونه بود با خودم می آوردم. غذای برنجی به دلیل عدم گرم كردن نمی شه آورد. (از طرف رئیس بزرگ قدغن شده كه بو می پیچه و ...)
شب هم خیلی غذا نمی خورم. كلا از نظر غذایی بدفرم ریختم بهم.

انگیزه رو پررنگ نوشتم كه بگم تو رابطه حالا هر رابطه ای دو نفر می تونن یه انگیزه ی مثبت برای هم دیگه باشن. این یه نمونه ساده بود.


ادامه مطلب بیشتر توضیح می دم

***********************************
 مثلا بنده می خواستم موهامو های لایت كنم، دوست داشتم كسی باشه ازش بپرسم فلانی چه رنگی؟ وقتی كسی نباشه می گم مهم نیست برای چی اصن های لایت كنم یا رنگ؟
پارسال كه موهامو كوتاه كردم دیدم برای دل كی بلند باشه؟ یه مدت بلند بوده بذار یه مدت هم كوتاه باشه.
یا بوی عطرم رو دوس دارم بپرسم از بوش خوشت می یاد؟ اگه نه عوضش كنم. چه طوری بگم یه وقتایی هم دوست دارم برای دل كسی یه كارایی رو انجام بدم.
نمی خوام این استقلاله اون قدر رشد كنه كه تك رو شم.

همین رابطه ای كه گذشت ایشون بهم می گفت با من باشی چاق می شی، وقتی با هم بیرون می رفتیم خشك و خالی بر می گشتیم و اكثرا موقع برگشت به خونه گرسنه بودم، خسته هم بودم چون سه 4 ساعتی تو پارك نشسته بودم. 
رستوران و بیرون نرفتیم غذا بخوریم بگم با فلانی 4 تا غذای جدید هم تست كردم. نه.
وقتی قرار باشه با كسی باشم و از همه لحاظ پسرفت كنم می گم گور بابای رابطه. هم روحی هم جسمی ضعیف شم برای كی؟ فقط بلدن اولش شعار بدن تو ترغیب شی ببینی تو رابطه قراره چی كار كنه كه هیچ غلطیم نمی كنه. با این حال روش اسم نذاشتم بگم طرف خسیسه. ولی هر كسی باشه می گه طرف خسیسه.
خوشحال بودم كه آینه رو به عمد جا گذاشتم ، این كه چرا آینه خریده بود داستانش اینه یه بار آینه ام از تو جیب مانتوم افتاد، آینه ام یه تیكه اش تو جیبم بود و یه تیكه دیگش تو خونه. قلا افتاده بود این دو تا از هم جدا شده بودن. از این چوبی های دو طرفه بود كه بسته می شد ولی خب تیكه شده بود از وسط
بهم گفته بود آینه ات اینه؟ گفتم آره. بعد گفت آهان فمیدم برات چی بخرم!
كه آخرین روز آینه ای كه خریده بود رو از داشبورد برداشت و گفت ببین ازش خوشت می یاد؟ اولش فك كردم پنكیكه بعدش باز كردم و بستمش و چیزی نگفتم گذاشتم كنارم رو صندلی.
من برای نگار یه چیز كوچیك هم كه می خرم كادوش می كنم. نگار هم همین طور. این طوری هم طرف سورپرایز می شه هم وجهه ی قشنگ تری داره. آداب كادو دادن اینه.

نمی دونم كسی دیگه ای ناراحت می شه یا نه ولی هیچ خوشم نمی یاد كسی بهم چیزی بده و كادوش نكنه. ینی انتظاراتم از ریلیشن بالاست. بعدش بیاد بهونه در بیاره نه جلد كادو نداشتم و وقت نشد و اینا ینی چی؟‌ وقت بذار...  تو ذوقم می خوره.
باید برای كسی كه هدیه می خری یا دوسش داری وقت بذاری و كادوش كنی. هر چه قدر تو ارزش بذاری ارزش خودت می ره بالا.

همون موقع تو دلم گفتم آینه می خوام چی كار وقتی یه قرار درست حسابی نداشتیم؟
هنوزم حرف وحید رو قبول ندارم كه باید انتظاراتتو بگی طرف علم غیب كه نداره. مطمئنن تو رابطه اون قد به طرفم سرنخ می دم كه متوجه بشه ولی كسی نخواد و نفمه دیگه مشكل من نیست.
آخرین روز گفتم من تو اولویتت نیستم چیزای دیگه برات مهم تره و مغازه رفتن رو گفتم و گفت مغازه برای كار یاد گرفتن می رم چون باید تا یه سال نشده یاد بگیرم می خوام مغازه بزنم.
گفتم اكی باشه.
بعضی ها فقط می خوان اسمن یه دوست دختری یه دوست پسری داشته باشن كه بگن بعله ما تنها نیستیم ولی حاضر نیستن یه كم تلاش كنن.
نمی تونی تو وقتت مدیریت كنی مجبور نیستی كه یه دختر رو الاف خودت كنی. بعد آخر هفته ها یاد من بیفتی، مسلما آخر هفته ها برای دوستای خودم وقت می ذارم یا نهایت خودم و خواهرم نه تو. چرا چون بیشتر بهم خوش می گذره، چون لذت می برم.
می دونم  اگه خونه ی وحید نزدیك خونه ی ما بود هر شب یه بهانه ای جور می كردیم همدیگرو هر چند كوتاه می دیدیم. اینی كه می گم مطمئنم چون در این مورد باهاش حرف زدم گفت آره.
بعد به طرف می گم ما خونه مون نزدیكه یه خیابون بیشتر فاصله نداره، گفت خب ینی چی هر شب هر شب بیام دم خونه تون ؟ هر شب بریم بیرون؟‌ ببین وقتی كسی نخواد بفهمه نمی فهمه.

اینا رو می گم اینجا اگه یه پسری خوند یه چیزی یاد بگیره. فمیدم خیلی از پسرا خیلی از چیزا حالیشون نیست. بابا خیرسرتون یه روزی می خوایین زن بگیرید. مهندس باشی دكتر باشی نتونی با یه خانم چه طوری رفتار كنی مفت نمی ارزی. نهایت هنر كنی تو حرفه ی خودت موفق باشی. ولی تو رابطه نه.


 
[ 1392/08/15 ] [ 05:44 ب.ظ ] [ یه آدم معمولی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من دوس داشتم کسی جایی به جز دنیای مجازی منتظرم باشد.. کسی به جای نوشته هایم، حرف های دلم را بخواند. کسی مرا بدون آنکه بخواند بفهمد. کسی باشد که ... مرا دوست داشته باشد...
من خیلی چیزها دوست داشتم که فقط به همین دوست داشتن اکتفا می کنم...

نویسندگان
امکانات وب