تبلیغات
یــه سری حرفــای شخصی

یــه سری حرفــای شخصی
که ندارن عاشقانه !!  
قالب وبلاگ
ساعت سه نصف شب از خواب پریدم. نمی تونستم آب دهنمو قورت بدم گلوم به شدت درد می کرد. دیشب یه ذره احساس سوزش کردم ولی اهمیتی ندادم.
یه آنتی بیوتیک خوردم. خوابیدم.
هفت صبح تصمیم گرفتم برم دکتر. آماده شدم و رفتم وقت گرفتم. شماره 3 بودم.
به دکتر گفتم آنتی بیوتیکم رو عوض کنه. آمپول هم برای التهاب گلوم نوشت .

به مامان گفتم از کسی سرما گرفتم. گفت حتما طبعتون یکی بوده. شب قبل.. من و فلانی شیشه ماشین هم بسته بود. علایمی از سرماخوردگی نداشت اما صد درصد مریض بوده که ازش سرما گرفتم. می تونستم 5 شنبه یا جمعه باهاش قرار بذارم ولی نمی خواستم طولانی بشه و باید به کارای پایان نامهه برسم.

دیشب به این فک کردم خیلی دوست داشتم براش مایه ی آرامش باشم و از با من بودن لذت ببره ولی دیدم برای خودم چیزی نداره. من واقن نمی خوام کسی سرم داد بزنه یا عصبانیتش سر چیزای دیگه رو تحمل کنم و هیچی نگم شاید اگه چند سال پیش بود می تونستم رابطه رو به یه سال هم بکشونم ولی الان نه. تنهاکسی که می تونه بهش کمک کنه یه روان شناسه.
نمی تونم طرف کنارم بشینه و سیگار بکشه.  نمی خوام صدمه ببینم. مگه از رابطه چی می خوام ؟

دنبال ادم کامل نیستم ولی در حد خودم باشه. آخرشم اگه یه کم از خودم براش گفتم برای این که بدونه اخلاقام مثل بقیه ی دخترا نیست و دنبال چیزی نیستم یه سری معنویاته که فک کنم اون قد سخته که تا الان کسی از پسش برنیومده. خودشم می دونست برای همین اصرار داشت تموم نکنم. منم از سنگ نیستم ممکن بود احساسم به مرور برگرده ولی یه کم صبوری می خواست که می دونستم طرفم عجوله و انتظار داره همه چی سریع درست شه. و خب منطقی نیست.

راستی یه آینه هم برام خریده بود که عمدی برش نداشتم نمی خواستم چیزی ازش داشته باشم.

به خاطر گلودرد شدید نرفتم سرکار. دقیقا اکثرمرخصی ها و نرفتن هام سر مریضیه. عیبی نداره اینم تاوان بود که یادم نره.

[ 1392/08/14 ] [ 04:57 ب.ظ ] [ یه آدم معمولی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من دوس داشتم کسی جایی به جز دنیای مجازی منتظرم باشد.. کسی به جای نوشته هایم، حرف های دلم را بخواند. کسی مرا بدون آنکه بخواند بفهمد. کسی باشد که ... مرا دوست داشته باشد...
من خیلی چیزها دوست داشتم که فقط به همین دوست داشتن اکتفا می کنم...

نویسندگان
امکانات وب