تبلیغات
یــه سری حرفــای شخصی

یــه سری حرفــای شخصی
که ندارن عاشقانه !!  
قالب وبلاگ
از مترو پیاده شدم، در حال راه رفتن بودم که متوجه شدم رو لبام خنده است. یه لبخند که نمی بینمش ولی حسش می کنم. ینی چند ساعت تو کافه نشستن و با وحید حرف زدن انقد برام انرژی بخش بوده که این طوری روحیه گرفتم؟؟؟ چشمامو بستم و قطره اشکی ریخت.

یه روز خوب همین امروز بود. یه روز ساده. با هم رفتیم کتابای یونی مونو خریدیم بعدش کافه. از هر دری حرف زدیم. و باز تا رسیدم خونه یادم افتاد فلان حرف فلان موضوعو یادم رفت بگم.
موقع برگشت وحید دو تا کارت کافه رو داد و گفت هر چی می خوای بنویس منم یه جمله نوشتم.

احساس خرد شده ی من تا حدی تسکین یافت. نمی دونم ولی حالمو وحید خوب کرد. به حضورش نیاز داشتم.

هر چه قدر تشکر کنم بگم ممنون که هستی کمه ...







[ 1392/08/12 ] [ 10:42 ب.ظ ] [ یه آدم معمولی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من دوس داشتم کسی جایی به جز دنیای مجازی منتظرم باشد.. کسی به جای نوشته هایم، حرف های دلم را بخواند. کسی مرا بدون آنکه بخواند بفهمد. کسی باشد که ... مرا دوست داشته باشد...
من خیلی چیزها دوست داشتم که فقط به همین دوست داشتن اکتفا می کنم...

نویسندگان
امکانات وب