تبلیغات
یــه سری حرفــای شخصی

یــه سری حرفــای شخصی
که ندارن عاشقانه !!  
قالب وبلاگ
می دونستم مهر هم بیاد با خودش مهر نمی یاره.
می دونستم پاییز امسال یه جور دیگه ای می شه که فکرشو نمی کردم.
می دونستم هوا هر چه قدر هم دو نفره بشه باز یه نفره زیر بارون و در حال گوش کردن به اهنگ " من مثل دفتر شعری که نخونده بسته می شهههههه، مونده بودم توی سایه پشت این سد همیــــــــشه، تو به من گفتی که هستم من حصارم رو شکستم... " قدم می زنم.

می دونستم خیلی چیزا رو می دونستم ولی ...


چارشنبه ای تصمیم گرفتم دکوراسیون اتاقمو عوض کنم. از وقتی اسباب کشی کردیم وسایلمو فقط گذاشتم و جای میزم خیلی مناسب نبود.
بهترین موقع همین امروز بود که حس کردم باید یه تغییری ایجاد کنم.
موقع جابجا کردن با خودم گفتم نگار راست می گه که اتاقت خیلی مرموزه هر کسی بیاد فک می کنه یه چیزی داره که باید پیداش کنه. آخه تو اتاقم همه چی پیدا می شه.


تغییر روحیه دادم مثل جابجایی وسایل اتاقم. چه طوری؟ این که یه چیزایی رو تو ذهنم عوض کنم. آدما مثل لباس نیستن که اگه ازشون خوشت نیومد فرداش بذاریش کنار، یا به دیگران ببخشیش. همون اول باید تو انتخاب حواستو جمع کنی.
و می خوام حواسمو جمع کنم. این موردا رو من انتخاب نکردم محض فان رفتن تو وی چت یکی پیدا شد رفتم قرار گذاشتم گفتم اکی. دقت نکردم به ملاک هام که عجله ای در کار نیست حالا چون راحت وابسته نمی شی چون پسره راحت دلتو نمی بره انقدم ساده نگیر.
و ساده گرفتم.

طرف تو نت بوده، مطلقه بوده، از فلان شهرستانی بوده که ملت کلی براش جک می سازن، 4 دفه با من چت کرده و رابطه رو شروع کرده بعدم قرار گذاشتیم و خوشش اومده، حسم بهش چندش بوده و بعدش کلی فحش، مسخره تر اینه که این آدم می شه همسفرم برای سفر به اصفهان و سال جدید رو آغاز کردن!

و ....

بقیه شو نمی گم... بگم طرف معتاد بوده؟؟؟ نه نمی گم و به گذاشتن چند تا نقطه اکتفا می کنم.

اون حس سرسختی رو باید تو خودم تقویت کنم، توقع هاتمو ببرم بالا. تازه این که ظاهر طرفمم خیلی خوب باشه و یه زمانی نگار گفت عکسشو نشون بده با دیدن عکسش بگه نه خوشم اومد سطح سلیقه ات رفته بالا!

بعضی ها هیچی نیستن از نظر خانواده، موقعیت ، رفتار، نهایت یه شخصیت محکم ندارن ولی جوری وانمود می کنن که تو در مقابلشون عددی نیستی.

نمی خوام نقش بازی کنم ولی فک می کنم انقد که خودمو دست کم گرفتم و راحت اجازه دادم آدما وارد زندگیم شن، شده یه جور عادت که آخرش خواهرم بگه خب سلیقه ی تو ینی اینه؟

باید اصلاح کنم
اصلاح



[ 1392/08/9 ] [ 08:56 ب.ظ ] [ یه آدم معمولی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من دوس داشتم کسی جایی به جز دنیای مجازی منتظرم باشد.. کسی به جای نوشته هایم، حرف های دلم را بخواند. کسی مرا بدون آنکه بخواند بفهمد. کسی باشد که ... مرا دوست داشته باشد...
من خیلی چیزها دوست داشتم که فقط به همین دوست داشتن اکتفا می کنم...

نویسندگان
امکانات وب