تبلیغات
یــه سری حرفــای شخصی

یــه سری حرفــای شخصی
که ندارن عاشقانه !!  
قالب وبلاگ
1) از بهترین روزای این هفته 4 شنبه بود که با یاسی قرار گذاشتم و دیدمش. قرار بود کارت بیمه تکمیلی شو بهش بدم و بهانه ای شد برای دیدنش.
ساعت 3 و خرده ای از اداره زدم بیرون و رفتم محل کارش
بعد از ساعت اداری زدیم بیرون، منو ذرت مکزیکی مهمون کرد. باهم قدم زدیم. منم یه شلوارلی خریدم. امیدوارم تو کار جدیدش موفق باشه و وضعیتش ثابت شه

2) سپید مسیج زد گفت خونه ای بیام گفتم اره. اومد و براش آفیس ریختم چون زده بود پاک کرده بود. کلیم حرف زدیم که برای خودش یه پست می شه

3) فمیدم تو رابطه سخت نگیرم. توقع نداشته باشم بعد وحید می گه منی ک بهت می گم توقع نداشته باش بهت می گم تو ریلیشن باید توقع داشته باشی وگرنه چه دلیلی داره که با کسی باشی؟
قراره فردا با بچه ها بریم تیراندازی :دی ینی امروز جمعه
بعد دوستم ناراحته .
این سری به جای دعوا با حرفام آرومش کردم. می دونم این دید منفی که داره به خاطر مشکلات زندگیشه. منم در صورتی می تونم قرارهامو کنسل کنم که بگم باهاش بیشتر خوش می گذره هر شب می رم بیرون و تفریح ولی وقتی این طوری نیست مسلما منم باید یه مقداری از وقتمو اختصاص به دوستای خودم بدم

تفریح و گردش کم دارم.
اگه همش بهم می گفت بیا بریم بیرون و من نمی رفتم اعتراضش قابل قبول بود...

[ 1392/08/2 ] [ 07:42 ب.ظ ] [ یه آدم معمولی ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من دوس داشتم کسی جایی به جز دنیای مجازی منتظرم باشد.. کسی به جای نوشته هایم، حرف های دلم را بخواند. کسی مرا بدون آنکه بخواند بفهمد. کسی باشد که ... مرا دوست داشته باشد...
من خیلی چیزها دوست داشتم که فقط به همین دوست داشتن اکتفا می کنم...

نویسندگان
امکانات وب