تبلیغات
یــه سری حرفــای شخصی

یــه سری حرفــای شخصی
که ندارن عاشقانه !!  
قالب وبلاگ
این ترم ، ترم آخره. باید پایان نامه؛ پروژه تحویل بدم.
یه كم براش عزا گرفتم كه چی كار كنم. چون تا 4 سركارم و وقتیم می رسم از نظر ذهنی كشش ندارم.
دوره ی كارشناسی برای من بار علمی نداشت. وقتی یه مبحثی رو بلد بودم دیدم استاد چه مسخره و بی محتوا درس داد و سرهم بندی كرد و رفت خیلی ناراحت شدم ازاین كه چرا آدما انقد بی مسئولیتن و در مقابل وقت و پول دیگران اهمیتی قائل نمی شن؟ چرا ازاستاد بودن فقط یه اسم رو یدك كشیدن؟ همه ی اینا به خاطر یه برگه كاغذ با مهر و امضا به اسم مدرك؟؟؟ مدركی كه بیشتر حكم كلاس و وجه ی اجتماعی داره نه بار علمی

تا الان هر چی از رشته ام یاد گرفتم از دوستام از اینترنت از تجربه ی خودم بوده نه استادای دانشگاه. رشته ی ما هم دست توش زیاده،  تو سرهر كی بزنی وب دیزاینره. ولی من این رشته اومدم چون دوست داشتم چون می خواستم بیشتر یاد بگیرم. دوران كارشناسی خیلی بی محتواتر از كاردانیم بود هیچ ربطیم به نوع دانشگاه نداره فك كنم به نوع رشته بستگی داره. رشته ی كامپیوتر رشته ایه كه باید به روز باشی  یه استاد باید تلاش كنه كه از نظر بار علمی از دانشجویاش بالاتر باشه نه كمتر.
نمی دونم استادا عارشون می شه درس بدن یا بخیل بازی در می یارن یا  واقن هیچی حالیشون نیست؟؟

به اینم معتقدم قرار نیست كاری كه باهاش پول در می یاریم با رشته مون مرتبط باشه. به این معتقدم اگه قراره درس بخونیم یا كاری انجام بدیم باید دوسش داشته باشیم.
چون درس خوندن یه چیزه، كار كردن و پول درآوردن یه چیزدیگه.
در هر حال فقط دوست دارم تموم شه. تموم شه و اون كارایی رو كه دوست دارم انجام بدم.


[ 1392/07/30 ] [ 11:04 ب.ظ ] [ یه آدم معمولی ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من دوس داشتم کسی جایی به جز دنیای مجازی منتظرم باشد.. کسی به جای نوشته هایم، حرف های دلم را بخواند. کسی مرا بدون آنکه بخواند بفهمد. کسی باشد که ... مرا دوست داشته باشد...
من خیلی چیزها دوست داشتم که فقط به همین دوست داشتن اکتفا می کنم...

نویسندگان
امکانات وب