تبلیغات
یــه سری حرفــای شخصی

یــه سری حرفــای شخصی
که ندارن عاشقانه !!  
قالب وبلاگ
مورد اول:
4 شنبه ای می خواستم سه و خرده ای از اداره بیام بیرون که مسئول دفتر ریاست اومد پیش ما و حرف زدیم. تیرماه امسال رفته خونه ی خودشون و یه سال عقد بوده.
وقتی فهمید تمایلی به ازدواج ندارم گفت نه تو فکرش باش درگیرش نباش ولی از خدا بخواه. آدم ازدواج نکنه تنها می مونه

نظر شخصیم:
بهش نگفتم تو یه کتابی خونده بودم که هیچ وقت به خاطر تنهایی نرید ازدواج کنید. حتی اگرم ازدواج کنید باز تنها هستید و نیاز دارید به خلوت کردن.
این که یه عده از قدیم می گن که تا ابد نمی خواد تنها بمونی کاملا مخالفم. حداقل برای منی که همه جوره رو پای خودم وایسادم از اینجا به بعدش هم می تونم زندگی خودمو بدون کمک خانواده به دوش بکشم.

مورد دوم:
امروز منتظر بودم نوبتم بشه یه خانمه کنارم بود گفت ازدواج کردی؟ گفتم نه. گفت تا می تونی از زندگیت لذت ببر وقتی ازدواج کنی دیگه نمی تونی.
دختر 2 سالشو گذاشته بود خونه و همش فکرش خونه بود و پسرشو اورده بود دکتر. گفت خواهر خودم 40 سالشه از منم بزرگتره ولی جوون تر می خوره چرا چون مجرده شما هم اگه ازدواج کرده بودی بیشتر بهت می خورد. چرا چون مشکلات ادمو پیر می کنه.

نظرشخصیم:
تقصیر خودتونه که صبح تا شب می شورید می روبید به خودتون توجه نمی کنید. بعد می ندازین تقصیر ازدواج. یه برنامه ی تفریحی برای خودتون بذارید هیچ وقت خسته نمی شید. قرار نیست همیشه صبح تا شب خودتونو وقف خونه و خونه داری کنید خودتون می خوایید . بعد از چند سال می بینید نه از جوونی تون چیزی فهمیدین نه از زندگی مشترک. آخرشم بچه هایی که انقد براشون وقت گذاشتین یه روزی ولتون می کنن و می رن سراغ زندگی خودشون.

همین دیگه

[ 1392/07/18 ] [ 09:14 ب.ظ ] [ یه آدم معمولی ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من دوس داشتم کسی جایی به جز دنیای مجازی منتظرم باشد.. کسی به جای نوشته هایم، حرف های دلم را بخواند. کسی مرا بدون آنکه بخواند بفهمد. کسی باشد که ... مرا دوست داشته باشد...
من خیلی چیزها دوست داشتم که فقط به همین دوست داشتن اکتفا می کنم...

نویسندگان
امکانات وب