تبلیغات
یــه سری حرفــای شخصی

یــه سری حرفــای شخصی
که ندارن عاشقانه !!  
قالب وبلاگ
روز به روز که می گذره اگه یک درصد به فکر ازدواج بودم دیگه نیستم. از این که زندگیمو استپ نکردم و منتظر مرد ایده آلم نبودم خوشحالم.
چرا؟
چون اگر بودم با کسی دوست نمی شدم و تو ذهنم خیال پردازی می کردم و همیشه انتظار منو از خیلی چیزا عقب می نداخت.
از این که غرق درس نشدم و خوب یا بد نخبه نبودم آی کیوی بالایی نداشتم و هر وقت عشقم کشید رفتم سراغ درس یه کم دیر ولی رفتم
از این که تو کار غرق نشدم و هر وقت احساس نیاز کردم یه روزنامه برداشتم و رفتم تو یه شرکت کار کردم و کم کم رسیدم به اینجایی که هستم.
از این که اون قد مثل یه سری ها درگیر عشق و حال و مهمونی و خوش گذرونی نبودم

از این که منم تو زندگیم یه شرایط بد و سختی رو گذروندم که ازم یه آدم محکم ساخت
از همه ی این اتفاقات زندگی که تو این دهه ی زندگیم افتادم خوشحالم

همه اش تو زندگیم پیش اومد. برعکس،  زندگی خیلی ها رو می بینم که درگیر شوهر و بچه شدن و درس و کار رو ول کردن، درگیر کار شدن و رابطه ای نداشتن. یا اونقدر درگیر ارتباط های مختلف بودن که از پیشرفت و پول دراوردن عقب موندن

امروز کاملا حس کردم به هیچ عنوان دوس ندارم ازدواج کنم. حتی اون یه درصد هم از بین رفته. و نمی خوام بیش از 30 سال زندگی کنم می دونم این آخریه تکراریه گفتم اینجا ولی همیشه می ترسیدم این حس سراغم بیاد که نکنه به جایی برسم که چیز جدید و بیشتری نخوام. 

و رسیدم به این حس.

این حس رو هیچ وقت نمی تونم برای کسی توضیح بدم.

11 مهر



[ 1392/07/11 ] [ 09:54 ب.ظ ] [ یه آدم معمولی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من دوس داشتم کسی جایی به جز دنیای مجازی منتظرم باشد.. کسی به جای نوشته هایم، حرف های دلم را بخواند. کسی مرا بدون آنکه بخواند بفهمد. کسی باشد که ... مرا دوست داشته باشد...
من خیلی چیزها دوست داشتم که فقط به همین دوست داشتن اکتفا می کنم...

نویسندگان
امکانات وب