تبلیغات
یــه سری حرفــای شخصی

یــه سری حرفــای شخصی
که ندارن عاشقانه !!  
قالب وبلاگ
ساعت 11 12 دیگه انرژیم ته کشید. سرم درد می کرد. به خودم گفتم حقته، یه روز بشین خونه نیا سرکار بی خیال این پر کردن ساعت هات شو نهایت کم می یاری دارت که نمی زنن؟ اما یکی تو دلم گفت نه ...آقای ن یادته اون روز به شوخی گفت 130 ساعتتو پر نکردی؟ یه جوریم گفت انگاری چقدر کم داشتی فقط 4 ساعت.
اونم که ماه رمضون بود خب یه ساعت دیر می رفتی به نفع رسمی ها می شد نه تو. ماه پیش هم که یه ساعت. حداقل این ماه 130 رو کامل کن چرا چون می گن وجهه ی خوبی نداره. خب کم وایسم کم حقوق می گیرم دیگه به وجهه چه ربطی داره. اینم حرف و حدیث بین خودشونه راست یا دروغش با خودشون
بی خیال.
نه باید بمونم. مقاومت خوبه.
نمی خواستم برم ناهار چون کباب بود. اما مجبور بودم چیزی نداشتم بخورم. این طوری تلف میشم. غذا رو با بی میلی تموم کردم و رفتم بالا.
اه نه لعنتی حالم خوب نیست.

مثلا می خواستم بعد از کار برم کیف و شلوار بخرم تازه اگه اونی که بخوام رو داشته باشن. ولی نه با این بی حالی نمی شه.

خونه که رسیدم رفتم دوش. یه لیموشیرین پوست کندم خوردم. آره لیمو خوبه ویتامین30 داره. حس می کنم گلوم درد می کنه. آه نباید این سرماخوردگی کشدار شه. تو که نمی ری دکتر خب پس مقاومت کن. تنها چاره اش اینه. خوددرمانی به روش خودت بدون خوردن انتیبیوتیک. بزن قدش

شب ... آب نمک و آبلیمو قرقره کردم. سرم همچنان درد می کنه. خوشحالم که دو روز می تونم تخت بخابم. به خودم قول دادم فردا خوب شم. یه هفته اس دوستمو ندیدم. بدبختی بدون من هم نمی ره پارک هرچیم می گم گوش نمی کنه می گه نمی خوام.

تا الان تحمل کردم شب یه استامینیفون می خورم سرم ساکت شه بعد بخابم.
آره این بهتره...
باید خوب شم.


[ 1392/07/10 ] [ 08:43 ب.ظ ] [ یه آدم معمولی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من دوس داشتم کسی جایی به جز دنیای مجازی منتظرم باشد.. کسی به جای نوشته هایم، حرف های دلم را بخواند. کسی مرا بدون آنکه بخواند بفهمد. کسی باشد که ... مرا دوست داشته باشد...
من خیلی چیزها دوست داشتم که فقط به همین دوست داشتن اکتفا می کنم...

نویسندگان
امکانات وب