تبلیغات
یــه سری حرفــای شخصی

یــه سری حرفــای شخصی
که ندارن عاشقانه !!  
قالب وبلاگ
هوای پاییز منو گرفت و یه روز پنجره اتاقم رو باز گذاشتم و بله ..سرما خوردم.
روز قبل با وحید رفته بودیم بیرون و به دوستم گفتم و بحثی شد برای خودش به مدت دو ساعت در وایبر. بیشترین مشکلش اینه که من نباید تنهایی با وحید برم بیرون. گفت تو دیگه شرایطت فرق کرده و نباید ....
از مشکلات دوستم خبر دارم آخراش یه عالمه چیزایی گفت که مجاب شدم و تو دلم بهش حق دادم که چرا این طوری می گه.
به خودم گفتم خ دختر نباید می گفتی با وحید می ری بیرون!!! گاهی وقتا می مونم بین صداقت و نگفتن.
بعدشم دیگه وحید وب منو می خونه ما چند دفه بیرون رفتیم اونم رستوران؟ یا کافی شاپ؟ خب نرفتیم در مجموع شده باشه 3 بار.
تو این مسئله موندم نمی دونم بقیه ی پسرا هم مشکل دارن یه دختر با دوستش که اتفاقا پسر هم هس بره بیرون ؟ حقیقتا نمی تونن قبول کنن حالا من خودمو بکشم که بابا دوستمه. دیدار اول که اون طوری توش گند خورد، حداقل وقتی می تونه قبول کنه که چند باری وحید رو دیده باشه و بشناستش و تو جمع متوجه بشه و از این حساسیتش کم کنه.

آخرش بهم گفت خوش به حال دوستات که تو رو دارن که انقد هواشونو داری!!!

من حرفشو قبول کردم گفتم دیگه با هیش کی رستوران نمی رم منظورم این بود که اگرم قرار باشه با تو برم هم نمی رم :دی
از طرفیم لازم بود بدونه چه قدر دوستام برام مهم هستن.

اون لیستی که گفتم دارمش تو ورد تو فلش نوشتم. از چیزایی که بدم می یاد و چیزایی که خوشم می یاد. فعلا کامل نشده به نظرم یه همچین لیستی شاید هیچ وقت کامل نشه و باز یه چیزایی می مونه ولی بهتر از هیچیه .






[ 1392/07/7 ] [ 08:18 ب.ظ ] [ یه آدم معمولی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من دوس داشتم کسی جایی به جز دنیای مجازی منتظرم باشد.. کسی به جای نوشته هایم، حرف های دلم را بخواند. کسی مرا بدون آنکه بخواند بفهمد. کسی باشد که ... مرا دوست داشته باشد...
من خیلی چیزها دوست داشتم که فقط به همین دوست داشتن اکتفا می کنم...

نویسندگان
امکانات وب