تبلیغات
یــه سری حرفــای شخصی

یــه سری حرفــای شخصی
که ندارن عاشقانه !!  
قالب وبلاگ
عصر جمعه است
حوصله ام سر رفته
به دوستم مسیج زدم گفتم حوصله ام سر رفته گفت دارم از کاشان راه می افتم
یه وختایی هم قرار باشه تنها باشی کسیو هم داشته باشی باز فرقی نمی کنه
دیروز حرفایی که شنیدم خیلی جالب بود
این طور که دوستم متوجه شده سمانه فک کرده دوستم ازش خوشش می یاد. بهش گفتم وات ؟ من این وسط بوقم ایا ؟
و مطمئن باش اون از تو خوشش اومده این طوری گفته
که گفت من مثل خواهر قبولش داشتم و از وقتیم با تو دوست شدم یه جوری شده. حسادت می کنه به رابطه ی ما

حالا سمانه از من دو سال بزرگتره!!! انقد آدم باید بی جنبه باشه؟ که اشتباهی فک کنه ؟ ولی تصور خودم اینه که خودش از دوستم خوشش می یاد
این چند باری هم که رفتم پارک فهمیدم خاله زنک بازی توش زیاده و بدمینتون بازی نکردم و الان راضیم که بازی نکردم، بزنه من 4 تا شوخی با یکی بکنم حرفش بپیچه و بشه داستان. ینی در این حد جو بی جنبه ای داره

بهش گفتم یه سال و خرده ای با دوستام هستم و هیچ وقت از این مسائل پیش نیومده. می خواستم بدونه جمعی که من توش می رم خیلی بهتر از جمعیه که توشه و از حرف و حدیث خبری نیس

دوستم قبلا می گفت دوس دارم همه به رابطه مون حسودی کنن! دیشب بهش گفتم بازم دوس داری که خیلی شیک گفت آره مگه بده؟

ولی به نظرم خوب نیست دوست ندارم کسی نسبت به این چیزا بهمون حسادت کنه. تازه ما با هم آشنا شدیم و از یه دختر 29 ساله این چیزا بعیده و تا یه چیزایی برای خودم کشف و معلوم نشه باور نمی کنم و نظرم نسبت به سمانه عوض نخواهد شد :)

[ 1392/07/5 ] [ 07:58 ب.ظ ] [ یه آدم معمولی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من دوس داشتم کسی جایی به جز دنیای مجازی منتظرم باشد.. کسی به جای نوشته هایم، حرف های دلم را بخواند. کسی مرا بدون آنکه بخواند بفهمد. کسی باشد که ... مرا دوست داشته باشد...
من خیلی چیزها دوست داشتم که فقط به همین دوست داشتن اکتفا می کنم...

نویسندگان
امکانات وب