تبلیغات
یــه سری حرفــای شخصی

یــه سری حرفــای شخصی
که ندارن عاشقانه !!  
قالب وبلاگ
قرار بود یه کاری رو شروع کنیم با دوستای مخاطب
دوستمم رفته بود تحقیق کرده بود فهمیده بود کاره خیلی به صرف نیست ینی نسبت به وقت و هزینه سود آنچنانی نمی ده. منم نظرم باهاش موافق بود
بعد که با لاله و سمانه حرفشو زدیم فهمیدم اینا می خوان برای دل خودشون یه کاری رو انجام بدن و خیلی به پولش فک نمی کنن. اگه کار گرفت گرفت نگرفت هم نگرفت. ولی من این طوری فک نمی کنم وقتی عقل هست چرا آدم خریت کنه؟
قرارم بود 5 شنبه تولد البرز کیک بگیریم و تو پارک باشیم که سمانه گفت باشه می یام.

امروز که دوستم مسیج زد که با لاله سر این قضیه دعوام شده.
شب هم که کیک رو سالار گرفته بود و سمانه نیومده بود. دوستمم ناراحت بود چرا نیومده. چرا لاله اون طوری گفته و ....
حالا اصن موضوع مهمی نبود که انقد ناراحتش باشه ها می گفت سالار اینا رو 6 ساله می شناسه چرا این کارو کردن بهش گفتم تو موقعیت های مختلف آدما خودشونو نشون می دن.

بهش گفتم اینا هدفشون مشخص بود با هدف تو متناقض بود بایدم تنهایی برن کار کنن ببینن براشون می صرفه یا نه.
کلا امروز  دوستم خیلی رو فرم نبود.

سه شب پیش وای فای منو سرچ کرد و گفت تویی گفتم آره و پسورد وای فای ام رو دادم که طرح فعال نکنه که گویا فعال کرده بود بعد وای فای رو سرچ کرده بود.
در این حد بهم نزدیکیم...




[ 1392/07/4 ] [ 09:45 ب.ظ ] [ یه آدم معمولی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من دوس داشتم کسی جایی به جز دنیای مجازی منتظرم باشد.. کسی به جای نوشته هایم، حرف های دلم را بخواند. کسی مرا بدون آنکه بخواند بفهمد. کسی باشد که ... مرا دوست داشته باشد...
من خیلی چیزها دوست داشتم که فقط به همین دوست داشتن اکتفا می کنم...

نویسندگان
امکانات وب