تبلیغات
یــه سری حرفــای شخصی

یــه سری حرفــای شخصی
که ندارن عاشقانه !!  
قالب وبلاگ
همیشه وقتی می دیدم سپیده دخترخالم می یاد خونه ی مامانی یا خونه مون دستش به گوشیه و دوستش بهش می زنگه تعجب می كردم یا مثلا وقتی فلان دوستم تو یونی سركلاس مسیج می داد می گفتم اوف چه خبره حالا مگه یه چند مین از هم بی خبر باشین!
می دونی چرا چون نمی دونستم عرف رابطه چیه اونم وقتی كه فلانی بهم گفته بود من از اونایی نیستم كه زرت زرت مسیج بدم و زنگ بزنم چون سركارم درگیرم. خب منم قبول كردم چون منطقی بود و مسلما وقتاییم كه زنگ می زد سرم تو اداره خیلی شلوغ بود و راحت تلفن رو بی جواب می ذاشتم.
اون یكی فلانی كه روزی یه بار هم زنگ نمی زد، باید می زد و توقعم داشتم چون شهرستان بود و باید خبر می گرفت البته گاهی می گفتم یه همچین آدمایی لیاقتشون خیانته تا بفهمن باید یاد بگیرن چه طوری رابطه رو حفظ كنن. و نمی خواستم تو ذهنم بیارم ولی دیگه باورم شد خودش مشكل داشت كه نتونست زنشو كنترل كنه كه سه بار بهش خیانت و كرد و بعد طلاق گرفتن.
تماس و مسیج برام اهمیتی نداره ولی خب یه فرقی باید با قبل باشه.

عجیب تر اینجاس كه دوستم وقتی می ره سفر می زنگه یا سوار هواپیماس می زنگه یا وقتی می رم بیرون می زنگه و می گه كجایی چی خریدی؟ اگه رسیدم می یام دنبالت با هم بگردیم
یا وقتی قراره تو پارك قدم بزنم از دوست دختر دوستش خواهش می كنه كه با من بیاد كه تنها نرم...
خب وقتی اینا رو می بینم می فمم رابطه های قبلیم كاملا مزخرف بودن.

می گم توقع ندارم روزی چند بار هر چند كوتاه تماس بگیره و همین رفتارش باعث شده منم شب شب بیدار بمونم تا مطمئن شم رسیده بعد بخوابم.

خلاصه حفظ كردن رابطه سخته...


[ 1392/06/24 ] [ 01:19 ب.ظ ] [ یه آدم معمولی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من دوس داشتم کسی جایی به جز دنیای مجازی منتظرم باشد.. کسی به جای نوشته هایم، حرف های دلم را بخواند. کسی مرا بدون آنکه بخواند بفهمد. کسی باشد که ... مرا دوست داشته باشد...
من خیلی چیزها دوست داشتم که فقط به همین دوست داشتن اکتفا می کنم...

نویسندگان
امکانات وب