تبلیغات
یــه سری حرفــای شخصی

یــه سری حرفــای شخصی
که ندارن عاشقانه !!  
قالب وبلاگ
بدم می یاد دختر بهم دست بزنه بخواد همش دستمو بگیره یا بهم بچسبه. گفتم دختر
بدم می یاد هم جنسم دستش بزرگ و مردونه باشه بهم دست بده
دیروز دوستم داشت شونه هامو می مالید بهش گفتم نكن بدم می یاد گفت عه چرا خوشت نمی یاد گفتم درست ماساژ بده. چون خودم نگارو ماساژ می دم اگه سردرد داشته باشه خوب می شه یكی از استعدادهام تو همین ماساژ دادنه كلاس آموزشی داشته باشه بدم نمی یاد برم اصولی یاد بگیرم. ینی فك كن چه قدر بدم اومده بود كه سگ شدم و بهش گفتم. خب چیزی اذیتم كنه سریع واكنش نشون می دم
هر روز هم همكارم خانم فلانی دستای مردونه ای داره دست می ده اون چند ثانیه احساس خوبی بهم دست نمی ده.
از اینایی هم كه مثل ماهی مرده دست می دن بدم می یاد خودم مردونه دست می دم و محكم دست طرفو می گیرم و شل دست نمی دم. نگار همیشه می گه خوشم می یاد محكم دست می‌دی
البته هر كسی نسبت به شخصیتی كه داره دست می ده رجوع شود به كتاب زبان بدن!

قابل ذكره موقع رد شدن از خیابون دست نگار رو گاهی می گیرم البته نگار فرق می كنه چون خواهرمه ولی بقیه كه باهاشون صمیمیتی ندارم خوشم نمی یاد بخوان بهم بچسبن و آویزونم شن یا مثلا موقع رد شدن از خیابون یا قدم زدن بخوان بازومو بگیرن.
وای وای اصلن حال نمی كنم. گاهی نگار بازو می گیره بیرون می تونم بگم بدم نمی یاد ولی برای غریبه نه. اینم خیلی كم موقع بیرون رفتن به ندرت پیش می یاد.

الان به ذهنم رسید شاید به این خاطره خیلی كم می رم آرایشگاه. البته بیشتر به این دلیله كه تو آرایشگاه تنبلم و برای زیبایی ظاهر زیاد وقت نمی ذارم.
 
*برای همینه دوس ندارم كسی وبلاگمو بخونه از بچه هایی كه منو می شناسن یه دختر این پستو بخونه كلی فك می كنه و یه غولی ازم تو ذهنش می سازه و همه تصوراتش در موردم بهم می ریزه. اینا رو هیچ وقت به دخترا نمی گم خب گناه دارن ناراحت می شن  :دی


[ 1392/06/10 ] [ 09:01 ب.ظ ] [ یه آدم معمولی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من دوس داشتم کسی جایی به جز دنیای مجازی منتظرم باشد.. کسی به جای نوشته هایم، حرف های دلم را بخواند. کسی مرا بدون آنکه بخواند بفهمد. کسی باشد که ... مرا دوست داشته باشد...
من خیلی چیزها دوست داشتم که فقط به همین دوست داشتن اکتفا می کنم...

نویسندگان
امکانات وب