تبلیغات
یــه سری حرفــای شخصی

یــه سری حرفــای شخصی
که ندارن عاشقانه !!  
قالب وبلاگ
شما نمی دونی آدما هر چند وقت یه بار احتیاج دارن از یه جایی انرژی بگیرن مخصوصن وقتی كه انرژی درونی شون ته می كشه  وقتی آدم انرژیش ته بكشه حساس می شه، كافیه یه جرقه پیدا شه و منفجرش كنه
شما نمی دونی وقتی آدم كم بیاره آورده دست خودش نیست خیلی سعی كرده ولی نشده
شما نمی دونی برگای درختا همیشه سبز نیستن،‌ پاییز خشك و زرد می شن و می افتن
شما نمی دونی گاهی در مقابل مشكلات نمی شه خندید و بی خیال از كنارش گذر كرد


قرار بود نگار بره پیش پلیس یه كم اطلاعات بگیره . ینی اگرم می خواستم خودم برم نمی تونستم سرم از دیشب تا الان داره منفجر می شه. زحمتشو کشید و رفت.
نگار بهم گفت همه تو رو می شناختن. گفتم چیز عجیبی نیست اون روزم كه رفتم منو شناختن. بهش گفتن اگه چیز دیگه ای گم کردم مثل كارت عابربانك نامه از بانك ببرم
خب خوشبختانه كارت عابر نبوده اون موقع فقط یه كیف پول بوده با پول و كارت ملی و دانشجویی. كه باید از دانشگاه یه نامه بگیرم كه بذارن تو پرونده برای دفاع از خودم

پلیس هم گفته بستگی داره قاضی بنا به مدارك حساب رو باز كنه یا جلسه تشكیل بده. پلیس هم یه نامه به قاضی می زنه كه قاضی نامه بزنه به ثبت احوال برای استعلام كارت ملیم.

* دوس دارم این قضیه خیلی سریع تموم شه تا الان خودم فقط می دونم چه قدر از نظر روحی پسرفت کردم. منم از سنگ نیستم، باید یه فرقی بین اون وقتی که این اتفاق نیفتاده و حالا باشه و ناراحتیم نگرانیم استرسم، همه اینا طبیعیه. کسی جای من نیست کسی نمی تونه و حق نداره بگه ناراحت نباش نگران نباش غصه نخور. چون به هر حال اتفاقیه که افتاده و در پس این اتفاق همه این احساسات رو به دنبال خودش داره!



[ 1392/06/5 ] [ 06:47 ب.ظ ] [ یه آدم معمولی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من دوس داشتم کسی جایی به جز دنیای مجازی منتظرم باشد.. کسی به جای نوشته هایم، حرف های دلم را بخواند. کسی مرا بدون آنکه بخواند بفهمد. کسی باشد که ... مرا دوست داشته باشد...
من خیلی چیزها دوست داشتم که فقط به همین دوست داشتن اکتفا می کنم...

نویسندگان
امکانات وب