تبلیغات
یــه سری حرفــای شخصی

یــه سری حرفــای شخصی
که ندارن عاشقانه !!  
قالب وبلاگ
رفتم عینک فروشی.. پسره خودش نبود یه آقای دیگه بود با ریش و سیبیل که منو یاد درویش ها انداخت.
بهم گفت عینکتون اشتباها فتوکرامیک زدن.
فک کردم داره اذیت می کنه ولی بعد چیزی نگفتم. ینی نمی دونستم که چی باید بگم. انقد آقای خوبی بود که با همون قیمت شیشه ی سفید حساب کرد چون فتوکرامیک گرون تره.

من همیشه عینک سفید می زدم نه فتوکرامیک البته یه بار قدیما می زدم ولی بعدش دیگه نه. خلاصه توفیق اجباری شد که یه مدتی هم این طوری تست کنم
هر چهقدر از رفتار و برخورد آقاهه بگم که چه قدر خوب و عالی بود کم گفتم. کاش همه ی فروشنده ها مثل ایشون باشن.



انقد خسته ام که حس نوشتن ندارم.

[ 1392/05/30 ] [ 10:31 ب.ظ ] [ یه آدم معمولی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من دوس داشتم کسی جایی به جز دنیای مجازی منتظرم باشد.. کسی به جای نوشته هایم، حرف های دلم را بخواند. کسی مرا بدون آنکه بخواند بفهمد. کسی باشد که ... مرا دوست داشته باشد...
من خیلی چیزها دوست داشتم که فقط به همین دوست داشتن اکتفا می کنم...

نویسندگان
امکانات وب