تبلیغات
یــه سری حرفــای شخصی

یــه سری حرفــای شخصی
که ندارن عاشقانه !!  
قالب وبلاگ
امروز وقت دكتر چشم پزشكی داشتم. تلفنی وقت گرفته بودم رفتم صندوق گفت 15تومن. گفتم چی؟ مگه ویزیتش چه قدره؟ گفت 20. چاره ای نداشتم رفتم بانك پول گرفتم دادم صندوق.
مطب دكتر بی در و پیكر بود و مریض ها می نشستن تا نوبتشون بشه. یه ساعتی نشستم صدام در اومد به خانمه گفتم هی داری پرونده منو می ذاری عقب بعد گفت به شماره صندوقه.
یاد گرفتم اعتراضم رو بكنم چه حق باهام باشه چه نه. بهش گفتم حالا اگه عمل هم كرده بودم باید دو ساعت می نشستم. آخه هر كسی مریض بخش بود سریع دكتر نگاش می كرد
كار منم یه شماره عینك بود.
تو دلم پسره عینك فروشیه رو فوش دادم كه شماره رو می نوشتی دیگه منو به دكتر پاس نمی دادی. 15 تومن پول ویزیت دكتری رو دادم كه برات یه دقیقه هم وقت نمی ذاره
خیلی شیك داره می گه با عینكت راحتی؟ می گم آره می گه خب خوبه دیگه. می گم اگرم راحت نباشم كه نمی فمم. گفت اگه خط پائین رو می تونی ببنی ینی خوبه. شماره اش رو تو دفترچه ام نوشت و اومدم اداره. حالا خوبه بیمارستان بغل اداره است وگرنه كلی از وقتم سر رفت و آمد هدر می شد.
اصن می تونستم برم درمانگاه دم خونه ولی یكی باید صبح بره وقت بگیره برای عصر ولی خب 5 تومن حق ویزیت می شد.
ازش پرسیدم می تونم عمل كنم ؟ گفت آره می شه و آدرس مطبشو داد و گفت این آزمایشارو انجام بده. من كه قصد عمل ندارم. مثلا روزی روزگاری پارتنرم دوس نداشت من عینك بزنم یا مثلا كسی كه حضورش تو زندگیم مهم بود و ترغیبم كرد كه عمل كنم اون موقع تصمیم می گیرم. كلا حال نمی كنم دست به ظاهرم بزنم و برم تو خط جراحی! تو مود این برنامه ها نیستم.

به ازای یه شماره عینك نوشتن تو دفترچه و جواب سوال عمل كردن چشم ، 15 تومن؟

بعد از کار سریعا رفتم عینک فروشی و نسخه ی دکتر رو دادم به پسر عینک فروشی. یه 50 تومن هم باز بیعانه کارت کشید و گفت چه رمز باحالی داری! 4 شنبه دیگه صد درصد امادس.

[ 1392/05/28 ] [ 06:42 ب.ظ ] [ یه آدم معمولی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من دوس داشتم کسی جایی به جز دنیای مجازی منتظرم باشد.. کسی به جای نوشته هایم، حرف های دلم را بخواند. کسی مرا بدون آنکه بخواند بفهمد. کسی باشد که ... مرا دوست داشته باشد...
من خیلی چیزها دوست داشتم که فقط به همین دوست داشتن اکتفا می کنم...

نویسندگان
امکانات وب