تبلیغات
یــه سری حرفــای شخصی

یــه سری حرفــای شخصی
که ندارن عاشقانه !!  
قالب وبلاگ
یه دردهایی هست براش علاجی نیست و شروع و پایانش مشخص نیست. شصت پام درد از صبح درد گرفته طوری که نمی تونم پامو زمین بذارم نمی دونم حشره ای چیزی نیشش زده یا مال کفشه در هر حال جوابی براش پیدا نکردم

یکی از دخترا تو توئیتر برام رژیم چاقی شو گذاشت رفتم دیدم گرخیدم.  چرا که یه بار برای تفریح رفتم دکتر تغذیه اون برام نوشته بود چیا بخورم فرداش اصن محل به حرفای دکتره ندادم چون واقن نمی تونم رعایت کنم. اگه قرار باشه چیزی رو به زور بخورم اکی می خورم ولی بعد از یه مدتی می رم تو تایم روزه و لب به چیزی نمی زنم و فک می کنم این خیلی بدتر باشه. و متنفر شم از غذا به جای اضافه وزن کمبود وزن پیدا می کنم.

الان برام یه لیوان سرکه بیار تا ته برات می رم ولی بگن عصر فلان ساعت یه لیوان شیر پرچرب بخور. ممکنه یه روز بخورم ولی این توقع رو نداشته باشید که روز بعد هم این قضیه تکرار شه

دقیقا تمام خصوصیات یه آذرماهی رو دارم که نوشته اگه با یه دختر آذرماهی ازدواج کردین و دیدین یه ناهار خوشمزه بهتون داد توقع نداشته باشید روزای بعد هم این طوری باشه.

دیشبم مهدی اس زد دارم پیاده وری می کنم اگه این طوری پیش برم 6 7 کیلو کم می کنم. بهش گفتم برات آژانس می گیرم چه کاریه ورزش فکری کن.
می دونم حالا سه سوته انقد کم نمی کنه و می خواست جنگ روانی برام راه بندازه ولی به هر حال شرایط من سخت تره.

این که می گین ازدواج کنی چاق می شی نصف این چاق شدن ها به خاطر مسائل جنسیه نه چیز دیگه. اکثر خانم هایی که از هیکل افتادن سر چیز بوده دیگه :دی  بعدشم روم به دیوار یه درصد اگه ازدواج کنم قرار باشه غذا بپزم بوش بهم بخوره دیگه سیر می شم و به جای چاق شدن لاغرتر هم می شم.

بعد دکترا خرن نمی فهمن اگه اونی که لاغره این چیزا رو می خورد که چاق می شد من یه هفته صبح ها دو سه لیوان شیر پرچرب خوردم صبونه خامه، پنیربا گردو. از وقتی می یام سرکار صبونه می خورم و این یه پیشرفت بزرگ تو زندگیمه و تا حدی عادت کردم ولی مثلا پنج شنبه یا جمعه ها که خونم فقط یه چایی تلخ!


[ 1392/05/27 ] [ 07:58 ب.ظ ] [ یه آدم معمولی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من دوس داشتم کسی جایی به جز دنیای مجازی منتظرم باشد.. کسی به جای نوشته هایم، حرف های دلم را بخواند. کسی مرا بدون آنکه بخواند بفهمد. کسی باشد که ... مرا دوست داشته باشد...
من خیلی چیزها دوست داشتم که فقط به همین دوست داشتن اکتفا می کنم...

نویسندگان
امکانات وب