تبلیغات
یــه سری حرفــای شخصی

یــه سری حرفــای شخصی
که ندارن عاشقانه !!  
قالب وبلاگ
16 مرداد یادم بود که سالگرد یک سالگی کوتاه کردن موهامه. این سالگرد برای من مهمه چون یه چند سالی می شد که موهام تا کمرم بلند بود.
پارسال که اسباب کشی کردیم از دستش خسته شده بودم. شاید یه کم برای یه دختر عجیب باشه ولی به نظرم نگه داشتن زیبایی انگیزه می خواد و اگه نباشه از زیباییش کاسته می شه و حداقل برای خودت بی فایده به نظر می رسه.

اتفاقا تو ماه رمضون بود با عزمی راسخ به سمت آرایشگاه رفتم اون زمان کسی نبود بهم بگه کوتاه نکن البته دیگه خیلی باید نیروی و قدرتش زیاد می بود تا منو از تصمیمم صرف نظر کنه.

سهیلا نمی خواست موهامو کوتاه کنه گفت حیفه. یه کم بزنم گفتم نه اون قدری بزن که بشه بستش. موها دیگه جاشون رو سرم نبود تو سطل آشغال بودن.

می دونستم اون قدر قراره زمان سریع بگذره که متوجه کوتاهی موهام نشم و واقن همین طوری شد. 

یه سال گذشت الان موهام به کمرم نرسیده یه نصف دیگه می خواد. یه ساله انقد بلند شده جای شگفتی داره :دی

خلاصه اینا رو گفتم بگم که تو پاساژ کساء دیدم دختره فروشندهه موهاشو از این مدلا که یه طرفو با ماشین می زنن و طرف دیگه بلنده؟ زده بگو خب...
دلم خواست. موهای منم که بلند شده ولی خب آدم یه چیزایی دلش می خواد و بنا به شخصیت و رفتار و تیپی که داره به همون خواستنهه کفایت می کنه. اینجا هم چون اکثر وقتا سرم تو مقنعه اس و می یاد بیرون نمی تونم دوسانتی بزنم.





[ 1392/05/26 ] [ 09:20 ب.ظ ] [ یه آدم معمولی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درب