تبلیغات
یــه سری حرفــای شخصی

یــه سری حرفــای شخصی
که ندارن عاشقانه !!  
قالب وبلاگ

صبح ساعت 7 از خواب بیدار شدم. نه خوابم می یومد نه دلم می خواست بیشتر از این تو جام وول بخورم یه متكا و یه پتو رو زمین  این حرفا رو نداره. همه تعجبم ازین بود كه چرا شنبه خواب موندم و چی باعث شده بود كه توخونه موندگار شم؟ یه نشدن هایی برام اصلن قابل قبول نیست از طرفیم با خودم گفتم شاید اگه می رفتم تو راه یه اتفاقی می افتاد كه هزار بار دعا می كردم کاش خواب می موندم و بیرون نمی‌رفتم ولی همینم واسه آروم کردنم کافی نبود. از چیزی خبر ندارم و شنبه روحم توخونه نبود و پیش دوستام بود.

به هر حال یه استراحت و انرژی خوبی می شد برای ادامه دادن هفته جاری كه از شانس قشنگم نشد.


شنبه حسابی حوصله ام سر رفته بود فقط منتظر بودم بگذره تموم شه بره.

سر ماه رمضون و روزه گرفتن تنها کسی که حرف منو می فهمه همکارمه که کنار میزمه. به قول خودش این روزا اگه کسی روزه بگیره یا نماز بخونه بقیه مسخره اش می کنن و عیب می دونن.

راست می گه. آدمای این دوره فک می کنن روشنفکری به اینه که بزنیم زیر اعتقادات بقیه و مسخره شون کنیم. بهش گفتم دقیقا همین طوره دوست خودم بهم می گه عه سی روز روزه گرفتی؟ اذیت میشی اثرات منفیش بعدا برات اتفاق می افته!

این حرفه اینا می زنن؟ بعد کسائی بهم می گن که شدیدا براشون احترام قائلم و در جواب نمی تونم چیزی بگم چون این بحث مربوط می شه به ایمان طرف به خدای خودش! یکی شاید به خدا اعتماد نداره خب چی می تونم بهش بگم؟

اونی که روزه رو گذاشته می دونسته تو فصل گرما می افته می دونسته میشه 17 ساعت خیلی چیزا رو می دونسته حتی می دونسته تو این حرفا رو به یکی دیگه می زنی!

من فمیدم تو این دنیا هر کسی نامرد باشه خدا نامرد نیست که بخواد در حق بنده اش نامردی کنه و بد بخواد! اگه روزه گرفتن ضرر داشت نمی ذاشت. بفهمید. انقد سخته؟ با یه ماه نخوردن بهتره بگم کمتر خوردن کسی نمی میره

ماه رمضون تموم شد ولی بحثش هست تو مسائل اعتقادی نمی خوام حرفی بزنم ولی حداقل آدم بد نیست منطقی حرف بزنه . برای خودم خوشحالم که به خدای خودم اعتماد دارم و این چیز کمی نیست.


[ 1392/05/20 ] [ 03:14 ب.ظ ] [ یه آدم معمولی ] [ نظرات ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من دوس داشتم کسی جایی به جز دنیای مجازی منتظرم باشد.. کسی به جای نوشته هایم، حرف های دلم را بخواند. کسی مرا بدون آنکه بخواند بفهمد. کسی باشد که ... مرا دوست داشته باشد...
من خیلی چیزها دوست داشتم که فقط به همین دوست داشتن اکتفا می کنم...

نویسندگان
امکانات وب